مرداد
۲۸
۱۳۹۲

لزوم و شروع تحول

لزوم و شروع تحول ما در این مقاله درباره لزوم و شروع تحول در زندگی صحبت می کنیم. مهمترين چيزي که قبل از شروع مراحل تحول در زندگي بايد توجه کرد احساس نياز و به بيان بهتر  ” تشنه بودن براي تحول “ است. بايد با تمام وجود به جايي برسيم که زندگي روزمره را تغيير داده و به سمت بهتر شدن حرکت کنيم.
اهميت تشنه بودن براي رسيدن به هدف در هر راهي که نياز به اراده و صبر واستمرار دارد.قابل انکار نيست.
قدم اول تحول نيز” تشنه بودن ” است. بايد بخواهيم و سپس از جايي که هستيم برخيزيم و حرکت کنيم.

سه عامل مهم براي شروع تحول

۱لزوم و شروع تحول– پرهيز از وعده دادن و امروز و فردا کردن:
يکي از بزرگترين مشکلات ما همين است که هر زمان تصميم مي گيريم کاري را انجام دهيم يا مي خواهيم تغييري در زندگي و اجرا در برنامه هايمان اغاز کنيم معمولا چنين جملاتي به کار مي بريم:
” از فردا شروع مي کنم ”
” الان حوصله شو ندارم ”
” از ماه بعد آدم جديدي ميشم ”
يکي از دلايل اصلي که ما چنين جملاتي را به کار مي بريم اين است که ما يا تشنه تغيير و تحول نيستيم و يا انقدر افق هايمان دور و دست نيافتني است که ذهن ما نمي تواند براي ان برنامه ريزي کند.
۲- شروع کار با انجام تغييرات جزئي
ذهن ما طوري ساخته شده که تمايلي براي برنامه هاي بلند مدت ندارد و برعکس هميشه از تغييرات کوچک استقبال مي کند،البته طبيعي است که در مقابل هر تغيير کوچکي مقاومت خواهد شد. چنان چه اين مسئله حتي قانون فيزيکي است. قانون سوم نيوتون مي گويد ” در مقابل انجام کار مقاومت خواهد شد.” در مقابل، ما به عنوان کسي که مي خواهد تغيير در زندگي ايجاد کند بايد از تغييرات جزئي و کوچک شروع کرده و خود را پايبند به آنها کنيم تا مجموع اين تغييرات کوچک، عادات و رفتارهاي ما را تغيير داده و منجر به تحولات بزرگ در زندگي مان شود.
مثلا تصميم داريد از وزن خودتان کم کنيد:
اول کم کردن خوردن شيريني
دوم روزي ۱۵ دقيقه پياده روي کردن
سوم کاهش تدريجي حجم شام.
۳- شرطي شدن
شرطي شدن داراي سه مرحله مهم است و در راه ايجاد تحول، نقش مهمي ايفا مي کند.شرطي شدن در واقع عادت کردن تدريجي به برخي از تغييرات مي باشد. مراحل شرطي شدن به ترتيب زير است:
– شرط گذاري، مراقبت، حساب و کتاب
الف) شرط گذاري: همان طور که قبلا گفتيم ذهن ما توانايي انجام وعده هاي بلند مدت را ندارد. مثلا کسي مي گويد” من از اين به پس دروغ نمي گويم ” نبايد از ذهن خود توقع برنامه ريزي براي رسيدن به چنين مقصودي را داشته باشد.
پس بهتر است ذهنمان را با تصميمات خود همسو کنيم تا به نتيجه ي بهتري برسيم، به همين ترتيب ما براي خود شرط هاي کوتاه مدت يک روزه مي گذاريم. مثلا: ” امروز سر کلاس به حرف هاي اساتيدم گوش مي دهم ”
دقت کنيد که شرط فقط براي همان روز است و بايد همون روز به ان شرط عمل کنيد نه تا آخر عمر.
اگر روزهاي ديگر هم به همين ترتيب پيش برويد، مي توانيد به تدريج تغييرات مهمي را در خود به وجود آوريد.
ب) مراقبت: همان طور که گفتيم بلافاصه پس از تصميم به تغييرات کوچک، موانع سر راه ما قرار مي گيرند و در واقع در مقابل تغيير، مقاومت مي شود. اين ” يک قانون طبيعي ” است. پس براي اجراي صحيح شرط هايي که صبح براي خودمان گذاشته ايم، احتياج به مراقبت داريم، يعني بايد مراقب مقاومت و تله هايي که بر سر راه پايبندي به شروط صبحگاهي ما قرار مي گيرد، باشيم و منتطر چنين مقاومت هايي و اماده براي مقابله با ان باشيم.
بنابرين پس از شرط گذاري نياز به مراقب از قول و قرارهاي خود در طول روز داريم.

حال مراقبت هم کردیم اما باز هم در تله ی عادات گذشته ی خود گرفتار شده ایم چه کنیم.
مثلا: ما شرط گذاشتیم برای کاهش وزن شیرینی نخوریم. طبق قانون مقاومت در تغییر، اما همان روز همکار ما با یک جعبه شیرینی تر به محل کار آمد،ما هم در مقابل مراقبت تسلیم شدیم و چند تا شیرینی خوردیم.اکثر ما بخاطر اراده ضعیف یا راحت طلبی می گوییم ولش کن امروز خراب شد، باشه از فردا شروع می کنم. این دقیقا خطای بزرگتری از تسلیم و زیر پا گذاشتن شرط است.

راه درست این است که در درجه ی اول قدرت اراده و مراقبت خودمان را بالا ببریم تا چنین اتفاقی نیفتد. در صورتی که شرط خود را زیر پا گذاشتیم، بلند شوید و در ادامه ی روز به شرط و مراقبت خود ادامه دهید.

ج) حساب و کتاب: در پایان هر روز کارهای خوذ را  با مرور شرطه صبحگاهی یاداشت کنید و این طوری، نقاط قوت و ایراد های خود را تحلیل کنید.

درست مثل تیم فوتبال که پس از هر بازی، با دیدن فیلم هر بازی عملکرد خود را برسی  و تحلیل می کنند، ما نیز در پایان روز باید آنچه را که در طول روز گذشته، بازبینی کنیم عملکرد خود را برسی و تحلیل کنیم، اگر در پایبندی به شرط موفق بوده ایم، خدا را شکر کنیم و چنان چه در تله افتادیم و شرط را زیر پا گذاشتیم، مراقب باشیم در روز بعد در آن تله که موجب شکستن شرط شده است نیفتیم.

این مقاله خلاصه ای از سخنرانی دکتر شاهین فرهنگ می باشد.

درباره نویسنده:

فرستادن دیدگاه